آمادگی
(دِ)
۱- (حامص.) آماده بودن.
۲- (اِ.) تهیه، بسیج، استعداد.
[ په. ] (اِ.)۱ – حساب، شمار.
۲- واژهای است فارسی، برابر استاتیستیک یا احصائیه، علمی که موضوع آن طبقه بندی علمی وقایع اجتماعی است، و قاعده آن محاسبه و نشان دادن نتیجه به صورت ارقام و اعداد است مثل شماره جمعیت یک ده، میزان محصولات صنعتی یا کشاورزی.
[ فر. ] (اِ.) گیاه پیازداری از تیره نرگسیها جزو تک لپهایهای رنگین جام و رنگین کاسه با گلهای درشت و زیبا با بوی خوش آیند و مطبوع که به عنوان زینت در باغچهها کاشته میشود.
[ فر. ] (اِ.) گیاهی است از تیره غلات که دایمی است و در شمال آفریقا و جنوب اسپانیا فراوان است. الیاف این گیاه در کاغذسازی و ساختن طناب به کار میرود؛ جلفا، الفا، جلز، علف کاغذ، پیرز، علف پیرز نیز گویند.
(لِ یا لَ کُ) (اِمر.) حشرهای از راسته قاب بالان که در نواحی بحرالرومی فراوان است ؛ زراریح، آلاکلنگ، اللهکلنگ نیز گفته میشود.