اسم

آلاوه

(وِ) (اِ.)
۱- شعله آتش، زبانه آتش.
۲- جایی که در آن آتش روشن کنند.

    آل

    [ ع. ] (اِ.) جایی در بیابان که به هنگام تابش آفتاب همچون آب نماید، سراب.

      آل

      (اِ.) نام موجودی موهوم که عوام معتقدند ب ه زن تازه زا آسیب می‌رساند، به همین علت افرادی به مدت شش تا ده روز، تا صبح بالای سر زائو بیدار می‌ماندند.

        آل

        [ په. ]
        ۱- (ص.) سرخ، سرخ کم رنگ.
        ۲- (اِ.) نام درختی که از ریشه آن رنگی سرخ می‌گیرند و جامه باآن به رنگ سرخ درمی آورند.

          آل تمغا

          (تَ) [ تر – مغ. ] (اِمر.) مهر سرخ رنگی که پادشاهان مغول بر فرمان‌های خود می‌زدند.

            آل عبا

            (لِ عَ) [ ع. ] (اِمر.) خاندان پیغمبر اسلام. آل کسا و پنج تن آل عبا نیز نامیده می‌شود.

              آلاچیق

              [ تر. ] (اِ.)۱ – نوعی خیمه که از پارچه -‌های ضخیم درست می‌کنند.
              ۲- سایبانی که میان باغ یا صحرا از شاخه‌های درخت و چوب سازند. آلاجق و آلاچق نیز گویند.

                پیمایش به بالا