اسم

آلاف

[ ع. ] (اِ.) جِ الف ؛ هزارها، هزاران.

    آلاکلنگ

    (کُ لَ) (اِمر.) دو چوب بر هم نهاده متقاطع که دو کس بر دو سر چوب بالایی نشینند و به نوبت به زیر و بالا شوند.

      آگین

      ۱ – (اِ.) پُر، انباشته.
      ۲- در ترکیب با کلمات به معنی آلوده، انباشته، اندوده می‌آید: زهرآگین، گوهرآگین.

        آکومولاتور

        (کُ مُ تُ) [ فر. ] (اِ.) دستگاه الکتریکی که می‌توان مقداری برق در آن ذخیره کرد و به هنگام لزوم از آن پس گرفت. و آن انواع بسیار دارد مانند آکومولاتور سربی و غیره، انباره، خازن برق.

          آگاهی

          ۱ – (حامص.) خبر، اطلاع.
          ۲- دانش، معرفت.
          ۳- (اِ.) شعبه‌ای از نیروهای انتظامی که به کشف دزدی‌ها و جنایات می‌پردازد. در گذشته تأمینات می‌گفتند.

            پیمایش به بالا