آلاس
(اِ.) زغال، زگال.
(کُ لَ) (اِمر.) دو چوب بر هم نهاده متقاطع که دو کس بر دو سر چوب بالایی نشینند و به نوبت به زیر و بالا شوند.
۱ – (اِ.) پُر، انباشته.
۲- در ترکیب با کلمات به معنی آلوده، انباشته، اندوده میآید: زهرآگین، گوهرآگین.
(کُ مُ تُ) [ فر. ] (اِ.) دستگاه الکتریکی که میتوان مقداری برق در آن ذخیره کرد و به هنگام لزوم از آن پس گرفت. و آن انواع بسیار دارد مانند آکومولاتور سربی و غیره، انباره، خازن برق.
۱ – (حامص.) خبر، اطلاع.
۲- دانش، معرفت.
۳- (اِ.) شعبهای از نیروهای انتظامی که به کشف دزدیها و جنایات میپردازد. در گذشته تأمینات میگفتند.