اسم

آکنش

(کَ نِ) (اِ.) آن چه که با آن درون چیزی را پر کنند. پشم یا پنبه که درون لحاف یا تشک یا جامه کنند. آکنه نیز گویند.

    آکادمی

    (دِ) [ فر. ] (اِ.) فرهنگستان، آکادمی نام باغی بوده در آتن که افلاطون در آن تدریس می‌کرد و کم کم با گذشت زمان معنای انجمن علمی یا فرهنگستان را به خود گرفت.

      آکادمیک

      (~.) [ فر. ] (اِ.) مبتنی بر علم، علمی، عالمانه. (فره).

        آکاردئون

        (دِ ئ ُ) [ فر. ] (اِ.) از ابزار موسیقی با بدنه‌ای چین دار، دارای زبانه‌های فلزی، که به ارتعاش درمی آیند و آن را به وسیله سر انگشتان نوازند.

          آکام

          [ ع. ] (اِ.) جِ اکمه ؛ تپه‌ها، پشته‌ها.

            آقا

            [ مغ. ] (اِ.)
            ۱- برادر بزرگتر، برادر مهتر.
            ۲- امیر، ارباب، سرور، رییس.
            ۳- عنوانی است که برای احترام و تفخیم به اول یا آخر اسم کسی می‌افزایند: آقامحمد، محمدآقا. ج. آقایان.

              آکپ

              (کُ) (اِ.) گرداگرد درون دهان ؛ لپ.

                Scroll to Top