اسم

آفیش

[ فر. ] (اِ.) آگهی مکتوب و غالباً مصور که ابعاد آن در حدود ۳۵*۵۰ سانتی متر باشد؛ آگهی نامه (فره).

    آفروزه

    (زِ) (اِ.)
    ۱- آتشگیره، آتش زنه.
    ۲- فتیله چراغ.

      آفروشه

      (ش ِ) [ په. ] (اِ.) حلوایی که از آرد و عسل و روغن یا از زرده تخم مرغ و شیره و شکر می‌سازند.

        آفرین

        (~.) [ په. ] (اِ.)۱ – تحسین.
        ۲- سپاس.
        ۳- درود، تهنیت، تبریک.
        ۴- دعای نیک.

          آفرینگان

          (فَ) [ په. ] (اِمر.) برخی از نمازهای زردشتیان که در جشن‌ها و مواقع مختلف به جای آورده می‌شود.

            آفگانه

            (نِ)(اِمر.)بچه نارسیده، جنین که پیش از موقع از شکم زن یا حیوان ماده سِقْط شود.

              آفل

              (فِ) [ ع. ] (اِفا.) فرو شونده، غروب کننده. ج. آفلین.

                Scroll to Top