اسم

آسه

(~.)(اِ.)۱ – کشت و زراعت.
۲- زمینی که برای کشت آماده کرده باشند.

    آسه

    (~.) (اِ.)
    ۱- آس، آسیا.
    ۲- محور، سنگ آسیا.

      آسه

      (س ِ) (اِ.) آفتی که در گیاه باعث پژمردگی می‌شود.

        آسه یی

        (س ِ) (اِمر.) دومین مهره گردن انسان که بعد از مهره اطلس قرار دارد.

          آسیا

          [ په. ] (اِمر.)
          ۱- آسیاب.
          ۲- هر یک از دندان‌های عقب دهان، که تعداد آن‌ها ده عدد در هر فک می‌باشد.
          ۳- (اِخ) [ یو. ] بزرگ ترین و پرجمعیت ترین قاره دنیا.

            آسیاب

            [ په. ] (اِمر.) آسی که با نیروی آب کار می‌کند. ؛ ~به نوبت کنایه از لزوم رعایت کردن نوبت.

              پیمایش به بالا