آسیا
[ په. ] (اِمر.)
۱- آسیاب.
۲- هر یک از دندانهای عقب دهان، که تعداد آنها ده عدد در هر فک میباشد.
۳- (اِخ) [ یو. ] بزرگ ترین و پرجمعیت ترین قاره دنیا.
[ په. ] (اِمر.)
۱- آسیاب.
۲- هر یک از دندانهای عقب دهان، که تعداد آنها ده عدد در هر فک میباشد.
۳- (اِخ) [ یو. ] بزرگ ترین و پرجمعیت ترین قاره دنیا.
[ فر. ] (اِ.) مخلوطی از قیر و شن و ماسه که به رنگ قهوهای یا سیاه است که در پوشش کف خیابانها، جادهها و پشت بام به کار میرود.
[ فر. ] (اِ.) از انواع کرمهای لولهای که در روده میزبان (انسان و خوک) زندگی و تخم ریزی میکند، کرم روده.
(س ِ) [ په. ] (اِمر.)
۱- سپهر، فلک.
۲- هر یک از طبقات هفتگانه یا نه گانه افلاک در نظر قدما، فلک.
۳- یکی از ایزدان.
۴- روز بیست و هفتم از هر ماه خورشیدی. ؛ ~ به زمین آمدن کنایه از: اتفاق خارق العاده افتادن و نظم امور را به هم زدن.
(سْ) [ فر. ] (اِ.) عارضهای که بر چشم رسد و به سبب آن، نمیتوان اندام جسمی را به طور واضح و آشکارا دید. این عیب به علت نامنظم بودن قرنیه (که کروی نباشد) و یا جلیدیه (که نامنظم باشد) ایجاد میشود. در این صورت در آن واحد ممکن نیست که تصویر قسمتهای مختلف یک جسم بر روی نقطه زرد یکسان و نمایان بیفتد.