اسم

آستیگماتیسم

(سْ) [ فر. ] (اِ.) عارضه‌ای که بر چشم رسد و به سبب آن، نمی‌توان اندام جسمی را به طور واضح و آشکارا دید. این عیب به علت نامنظم بودن قرنیه (که کروی نباشد) و یا جلیدیه (که نامنظم باشد) ایجاد می‌شود. در این صورت در آن واحد ممکن نیست که تصویر قسمت‌های مختلف یک جسم بر روی نقطه زرد یکسان و نمایان بیفتد.

    آستیم

    (اِ.) = استیم. اشتیم. ستیم:
    ۱- چرک زخم، جراحت.
    ۲- زخم و جراحتی که در اثر سرما چرک و ورم کند.

      آستین

      (اِ.)
      ۱- قسمتی از جامه که از شانه تا مچ دست را می‌پوشاند.
      ۲- مقدار چیزی که در آستین جا شود.
      ۳- طریقه، راه. ؛ ~بالا زدن کنایه از: همت کردن، اقدام کردن.

        آسفالت

        [ فر. ] (اِ.) مخلوطی از قیر و شن و ماسه که به رنگ قهوه‌ای یا سیاه است که در پوشش کف خیابان‌ها، جاده‌ها و پشت بام به کار می‌رود.

          آسکاریس

          [ فر. ] (اِ.) از انواع کرم‌های لوله‌ای که در روده میزبان (انسان و خوک) زندگی و تخم ریزی می‌کند، کرم روده.

            آسم

            [ فر. ] (اِ.) نفس تنگی، اختلال در تنفس به علت انسداد برونش‌ها و آلرژی.

              Scroll to Top