آسمانخانه
(~. نِ) (اِمر.) سقف، آسمانه.
(سْ) [ فر. ] (اِ.) عارضهای که بر چشم رسد و به سبب آن، نمیتوان اندام جسمی را به طور واضح و آشکارا دید. این عیب به علت نامنظم بودن قرنیه (که کروی نباشد) و یا جلیدیه (که نامنظم باشد) ایجاد میشود. در این صورت در آن واحد ممکن نیست که تصویر قسمتهای مختلف یک جسم بر روی نقطه زرد یکسان و نمایان بیفتد.
(اِ.)
۱- قسمتی از جامه که از شانه تا مچ دست را میپوشاند.
۲- مقدار چیزی که در آستین جا شود.
۳- طریقه، راه. ؛ ~بالا زدن کنایه از: همت کردن، اقدام کردن.
[ فر. ] (اِ.) مخلوطی از قیر و شن و ماسه که به رنگ قهوهای یا سیاه است که در پوشش کف خیابانها، جادهها و پشت بام به کار میرود.
[ فر. ] (اِ.) از انواع کرمهای لولهای که در روده میزبان (انسان و خوک) زندگی و تخم ریزی میکند، کرم روده.