اسم

میزنای

(اِمر.) لوله باریکی که ادرار را از کلیه‌ها به مثانه می‌برد.

    میره

    (مِ رِ) [ په. ] (اِ.)
    ۱- سرور، رییس، کدخدا.
    ۲- معشوق، فاسق.

      میزاب

      [ ع. ] (اِ.)
      ۱- آب راهه، آب گذر.
      ۲- ناودان. ج. مآزیب، موازیب، میازیب.

        میزان

        [ ع. ] (اِ.)
        ۱- ترازو.
        ۲- اندازه، مقدار. ج. م وازین.
        ۳- هفتمین برج از برج‌های دوازده گانه که خورشید در حرکت ظاهری خود ماه مهر در آن قرار می‌گیرد.

          میخک

          (خَ) (اِمصغ.) گیاهی است زینتی و علفی از تیره قرنفلیان که یکساله‌است و گل‌های انتهایی زیبا به رنگ‌های گوناگون (سفید، صورتی، قرمز بنفش، نارنجی یا زرد) دارد.

            میدان

            (مِ) [ په. ] (اِ.)
            ۱- پهنه زمین، عرصه.
            ۲- محوطه‌ای که چند خیابان بدان وصل می‌شود، فلکه. ج. میادین.
            ۳- زمین یا محوطه بازی و مسابقه.

              پیمایش به بالا