اسم

آژانس

[ فر. ] (اِ.)
۱- نمایندگی.
۲- کارگزار.
۳- بنگاه (فره) ؛ ~ خبری مؤسسه‌ای که خبر را جمع و منتشر می‌کند.

    آزرم

    (زَ) [ په. ] (اِ.)۱ – داد، انصاف.۲ – شرم، حیا.
    ۳- رفق، مدارا.
    ۴- شفقت، رحم.
    ۵- حرمت، عزت.
    ۶- مهر و محبت.
    ۷- طرف – داری ، جانب داری، رودربایستی.۸ – فضیلت، تقوی.
    ۹- یاد، ذکر.
    ۱۰ – اندیشه، دل مشغولی.
    ۱۱ – تاب، طاقت.
    ۱۲ – سلامت، راحت.
    ۱۳ – اندوه، غم.
    ۱۴ – ظاهر، آشکارا.
    ۱۵ – نکبت.

      آزغ

      (زُ) [ په. ] (اِ.) آنچه از شاخه‌های درخت خرما و تاک انگور و درختان دیگر ببرند.

        آزمایش

        (یِ) (اِ.)
        ۱- امتحان، تجربه، سنجش.
        ۲- ورزش، ریاضت، مشق.

          آزمایشگاه

          (~.) (اِمر.)
          ۱- محلی مجهز به وسایل لازم برای انجام تجارب علمی به وسیله متخصصان یا دانشجویان. لابراتوار.
          ۲- محلی برای آزمایش، محل تجربه کردن.

            آزخ

            (زَ) (اِ.) زگیل، بالو، واژو.

              Scroll to Top