اسم

آرمانشهر

(شَ) (اِمر.) جامعه‌ای خیالی و آرمانی که در آن نظام کاملی برای سعادت نوع بشر حکمفرماست واز هرگونه شر و بدی از قبیل فقر و بدبختی عاری است. و افرادش به کمال علمی و عملی رسیده و از هوی و هوس رسته‌اند، مدینه فاضله، یوتوپیا.

    آرمیچر

    (چِ) [ انگ. ] (اِ.) محور سیم پیچ شده‌ای که در داخل استوانه استارت و یا دینام قرار دارد.

      آرنائوت

      (رْ ئ ُ) (اِ.)
      ۱- قومی از نژاد هند و اروپایی ساکن در کشور آلبانی.
      ۲- در فارسی: سبیل کلفت، غول بی شاخ و دُم.
      ۳- زن ستیزه گر و آشوب طلب.

        آرنج

        (رِ) (اِ.) مرفق، مفصل میان ساعد و بازو.

          آرزو

          (رِ) [ په. ] (اِ.)۱ – خواهش، کام.
          ۲- امید، چشمداشت.
          ۳- شوق، اشتیاق.

            آرش

            (رِ) (اِ.) اسم مصدر از «آوردن».

              آرشه

              (ش ِ) [ فر. ] (اِ.) چوب باریکی که روی آن چند رشته موی اسب کشیده و برای نواخت ن سازهای زهی مانند ویولون ویولونسل و کنترباس و… به کار می‌رود.

                Scroll to Top