اسم

آرتروز

(تْ رُ) [ فر. ] (اِ.) هر گونه بیماری دردناک مفصلی به ویژه نوع التهابی آن که با تحلیل سطح مفصل‌ها همراه است.

    آرتزین

    (تِ یَ) [ فر. ] (اِ.) چاه جهنده، چاهی که بین دو دامنه در دره حفر کنند، و آبش به صورت جهنده از آن خارج می‌شود.

      آرتیشو

      (شُ) [ فر. ] (اِ.) گیاهی است بوته‌ای که قسمت درونی میوه آن مصرف خوراکی دارد، کنگر فرنگی.

        آرد

        [ په. ] (اِ.) گردی که از کوبیدن و آسیاب کردن غلات به دست می‌آید. ؛ ~ خود را بیختن و الک خود را آویختن کنایه از: وظایف خود را طی سالیان انجام دادن و دیگر اخلاقاً موظف یا عملاً توان انجام کاری را نداشتن.

          آرامش

          (مِ)
          ۱- (اِمص.) آرامیدن.
          ۲- وقار، سنگینی.
          ۳- (اِ.) خواب کوتاه و سبک.
          ۴- فراغت، آسایش.
          ۵- صلح وآشتی.
          ۶- سکون.

            Scroll to Top