اسم

آدم برفی

(~. بَ) (اِ.)
۱- مترسک شبیه انسان که از برف ساخته می‌شود.
۲- آدم خیالی که گمان می‌کنند در کوه‌های هیمالیا زندگی می‌کند.

    آدم قحطی

    (~. قَ) (اِ.) کنایه از: کمیابی آدم‌های شایسته و کارآمد.

      آدامس

      [ از انگ. ] (اِ.) نوعی صمغ برگرفته از نام اولین سازنده آن در ایران (انگلیسی زبانی به نام آدامز) که آن را معطر و خوش طعم می‌کنند و می‌جوند، سقز جویدنی، قندران.

        آدخ

        (دَ)
        ۱- (ص.) خوب، نیکو.
        ۲- (اِ.) تل، پشته.

          آدر

          (دِ) (اِ.) نیشتر فصاد، نیشتر رگزن.

            آدرس

            (رِ) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- نشانی خانه، اداره و مانند آن، نشانی (فره).
            ۲- عنوان و نام کس یا جایی بر پشت پاکت و مانند آن.

              آدرم

              (رَ) (اِ.)۱ – نمد زین اسب و مانند آن.
              ۲- درفشی که با آن نمدزین را دوزند.
              ۳- سلاح مانند خنجر و شمشیر.

                پیمایش به بالا