اسم

آخشیج

(اِ.)
۱- عنصر.
۲- هیولی.
۳- ضد، مخالف.

    آخور

    (خُ) [ په. ] (اِ.)=آخر:۱ – طویله، اصطبل.
    ۲- حوضچه.

      آخورسنگین

      (~. سَ) (اِمر.)
      ۱- آخوری که در آن کاه و علف نباشد.
      ۲- سنگاب، آبشخور ساخته شده از سنگ برای چهارپایان اهلی.

        آخوندک

        (دَ) (اِ.)
        ۱- حشره‌ای سبز رنگ مانند ملخ با پاهای دراز، سر بزرگ و دو جفت بال که خود را به شکل شاخه‌های کوچک درختان درمی آورد و حشرات مضر برای کشاورزی را می‌خورد.
        ۲- مجازاً آخوند حقیر یا کم سواد را گویند.

          آخرزمان

          (خَ. زَ) [ ع. ] (اِمر.)
          ۱- دوره آخر.
          ۲- قسمت واپسین از دوران روزگار که به قیامت متصل گردد، آخرالزمان.
          ۳- مجازاً روزگاری که در آن حوادث نامعمول یا کارهای ناپسند زیاد روی می‌دهد. ؛ پیغمبر ~محمّد مصطفی (ص).

            پیمایش به بالا