اسم

آچار

(اِ.)
۱- تُرشی، چاشنی.
۲- زمین پست و بلند و سراشیب.
۳- درهم آمیخته.

    آچار

    [ تر. ] (اِ.) آلتی فلزی که به وسیله آن مهره‌های آهنین را باز کنند یا ببندند و انواع مختلف دارد: چهارسو، دو سر، شمع، شلاقی، آلن و غیره.

      آچمز

      (مَ) [ تر. ] (اِ.)اصطلاحی است درشطرنج، و حالت مهره‌ای که اگر آن را از جوار شاه بردارند، شاه کیش می‌شود.

        آحاد

        [ ع. ] (اِ.) جِ احد؛ یکان، یک‌ها.
        ۱- افراد، اشخاص.
        ۲- دسته اعداد نخستین از
        ۱- تا ۹.

          آخال

          (اِ.)
          ۱- خاکروبه، آشغال.
          ۲- هر چیز دورانداختنی.

            آخرت

            (خِ رَ) [ ع. ] (اِ.) جهان دیگر، عقبی.

              Scroll to Top