اسم

ایقان

[ ع. ]
۱- (مص ل.) بی گمان شدن، باور کردن.
۲- (اِمص.) باور، یقین.

    ایل

    [ تر – مغ. ] (اِ. ص.)۱ – دوست، یار، همراه.
    ۲- رام، مطیع.
    ۳- طایفه، قبیله. ج. ایلات.

      ایلجار

      [ تر. ] (اِ.) = الجار: گردهمایی رعایا برای انجام کاری.

        ایلچی

        [ تر. ] (اِمر.) = ایلجی:
        ۱- فرستاده مخصوص، سفیر.
        ۲- مأموری که برای انجام دادن امور دیوانی سفر می‌کرد (ایلخانان، صفویه و قاجاریه)، ج. ایلچیان.

          ایلخان

          [ تر – مغ. ] (اِمر.)
          ۱- رییس ایل، خان قبیله.
          ۲- عنوان سلاطین مغول ایران.

            ایلول

            [ سر. ] (اِ.) دوازدهمین ماه سال سریانی، مطابق سپتامبر فرنگی.

              ایما

              [ ع. ایماء ]
              ۱- (مص م.) اشاره کردن.
              ۲- (اِمص.) اشاره، کنایه.

                پیمایش به بالا