اسم

ایماژ

[ فر. ] (اِ.) نقش، انگاره، تصویر ذهنی.

    ایطاء

    [ ع. ]
    ۱- (مص م.) پایمال کردن.
    ۲- (اِ.) از عیوب قافیه و آن تکرار قافیه در شعر است.

      ایقاظ

      ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ یَقِظ ؛ بیداران، هوشیاران.

        ایز

        [ تر. ] (اِ.) نشان قدم، رد پا. ؛~ کسی را گرفتن رد پای کسی را گرفتن، کسی را پنهانی تعقیب کردن. ؛~ گم کردن الف – رد، رد پا را از بین بردن. ب – مردم را به اشتباه انداختن.

          ایزد

          (زَ)(اِ.)
          ۱- فرشته، ملک.
          ۲- خدا، آفریدگار.

            ایزوگام

            (زُ) [ فر. ] (اِ.) نام تجارتی نوعی عایق آماده ضد رطوبت جهت پوشاندن پشت بام و مانند آن، استخر و مانند آن.

              پیمایش به بالا