ایماژ
[ فر. ] (اِ.) نقش، انگاره، تصویر ذهنی.
[ تر. ] (اِ.) نشان قدم، رد پا. ؛~ کسی را گرفتن رد پای کسی را گرفتن، کسی را پنهانی تعقیب کردن. ؛~ گم کردن الف – رد، رد پا را از بین بردن. ب – مردم را به اشتباه انداختن.
(زُ) [ فر. ] (اِ.) نام تجارتی نوعی عایق آماده ضد رطوبت جهت پوشاندن پشت بام و مانند آن، استخر و مانند آن.