اسم

اولاد

[ ع. ] (اِ.) جِ ولد؛ فرزندان، بچه‌ها.

    اولتیماتوم

    ( اُ تُ) [ فر. ] (اِ.) آخرین شرطی که از طرف یک دولت (به طور تهدیدآمیز) به دولت دیگر ابلاغ شود، و در صورت عدم قبول طرف مقابل، قطع رابطه دو دولت و یا جنگ آغاز گردد، اتمام حجت، زنهاره (فره).

      اوعیه

      (اَ یا اُ یِ) [ ع. ] (اِ.) جِ وعاء.
      ۱- ظرف‌ها.
      ۲- مجاری ترشحی بدن.

        اوقاب

        (اَ یا اُ) [ ع. ] (اِ.) جِ وَقْب.
        ۱- گودی که در آن آب جمع شود.
        ۲- هر گودی در اندام مانند گودی چشم.

          اوقات

          (اَ یا اُ) [ ع. ] (اِ.) جِ وقت ؛ هنگام‌ها، روزگارها. ؛~ تلخی مجازاً عصبانیت و ناراحتی.

            اوقار

            (اَ یا اُ) [ ع. ] (اِ.) جِ وِقْر.
            ۱- بارهای سنگین.
            ۲- بارِ قاطر و اسب.

              اوساط

              (اُ یا اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ وسط ؛ میان‌ها، میانه‌ها.

                اوستا

                (اَ وِ) (اِ.) کتاب دینی زرتشتیان که شامل پنج بخش می‌باشد.
                ۱- یسنا.
                ۲- اوستا، ویسپَرد.
                ۳- وَندیداد.
                ۴- یشتا.
                ۵- خرده اوستا.

                  پیمایش به بالا