اسم

اوضاح

(اَ یا اُ) [ ع. ] (اِ.) جِ وضح.
۱- پیری.
۲- سفیدی ماه و سفیدی پیشانی اسب.
۳- پیرایه‌ای از سیم.

    اوضاع

    (اَ یا اُ) [ ع. ] (اِ.) جِ وضع.
    ۱- هیئت‌ها، شکل‌ها.
    ۲- احوال. ؛~ کسی را بی ریخت کردن آرامش کسی را به هم زدن، وضع کسی را به هم ریختن. ؛~ و احوال چگونگی کارها، کیفیت چیزی یا جایی.

      اوطان

      (اَ یا اُ) [ ع. ] (اِ.) جِ وطن ؛ میهن‌ها.

        اوساط

        (اُ یا اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ وسط ؛ میان‌ها، میانه‌ها.

          اوستا

          (اَ وِ) (اِ.) کتاب دینی زرتشتیان که شامل پنج بخش می‌باشد.
          ۱- یسنا.
          ۲- اوستا، ویسپَرد.
          ۳- وَندیداد.
          ۴- یشتا.
          ۵- خرده اوستا.

            Scroll to Top