اوستام
(اَ) (اِ.) نک استام.
(اَ یا اُ) [ ع. ] (اِ.) جِ وضح.
۱- پیری.
۲- سفیدی ماه و سفیدی پیشانی اسب.
۳- پیرایهای از سیم.
(اَ یا اُ) [ ع. ] (اِ.) جِ وضع.
۱- هیئتها، شکلها.
۲- احوال. ؛~ کسی را بی ریخت کردن آرامش کسی را به هم زدن، وضع کسی را به هم ریختن. ؛~ و احوال چگونگی کارها، کیفیت چیزی یا جایی.
(اُ رُ لُ) [ فر. ] (اِ.) شاخهای از پزشکی که به بررسی و درمان بیماریهای دستگاه ادراری هر دو جنس و اندامهای تناسلی مردان میپردازد، میزراه پزشکی. (فره).