اسم

اوانی

( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ آنیه ؛ ججِ اناء؛ آوندها، آبخورها.

    اوب

    (اُ یا اَ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) بازگشتن، باز آمدن.
    ۲- (اِمص.) بازگشت.

      اوبار

      ( اَ ) (اِفا.) = اوبارنده. اوباشتن. اباریدن: بلع کننده، بلعنده.

        اهورامزدا

        (اَ هُ مَ) [ په. ] (اِمر.) = اهورمزدا. هرمزد. اورمزد. هرمز. هورمزد: مرکب از اهورا به معنی سرور بزرگ و مزدا به معنی دانای کل. خدای بزرگ ایرانیان باستان و زردشتیان. خالق زمین و آسمان و آفریدگان.

          او. آر. اس

          (اُ اِ) [ انگ. ]O.R.S (اِ.) محلولی حاوی قند و نمک‌های گوناگون که به بیمار مبتلا به اسهال می‌دهند تا آب و املاح از دست رفته بدن او جبران شود.

            اوابد

            (اَ بِ) [ ع. ] (اِ.) جِ آبده: جانوران وحشی، رمندگان، دد و دام.

              اواخی

              (اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ اَخیّه.
              ۱- طناب خیمه.
              ۲- عهد و حرمت.

                اوارجه

                (اَ رِ جِ یا جَ) [ معر. ] (اِ.) نک اواره، اوارج.

                  پیمایش به بالا