اوام
( اَ ) (اِ.) رنگ، لون.
( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص م.) فرو گذاشتن، سرسری کاری را انجام دادن.
۲- بی پروایی کردن.
۳- (اِمص.) سهل انگاری. ج. اهمالات.
(اَ هُ مَ) [ په. ] (اِمر.) = اهورمزدا. هرمزد. اورمزد. هرمز. هورمزد: مرکب از اهورا به معنی سرور بزرگ و مزدا به معنی دانای کل. خدای بزرگ ایرانیان باستان و زردشتیان. خالق زمین و آسمان و آفریدگان.
(اُ اِ) [ انگ. ]O.R.S (اِ.) محلولی حاوی قند و نمکهای گوناگون که به بیمار مبتلا به اسهال میدهند تا آب و املاح از دست رفته بدن او جبران شود.