اسم

انعدام

(اِ عِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) معدوم شدن، نابود شدن.
۲- (اِمص.) نیستی، نابودی.

    انعطاف

    (اِ عِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) خم شدن، کج شدن.
    ۲- (اِمص.) خمیدگی.
    ۳- (اِ.) خم.

      انغوزه

      (اَ زِ یا زَ) (اِ.) =انگژد. انگوژد. انگژه. انگوژه: صمغی است که از گیاه انگدان گیرند و به آن صمغ انجدان نیز گویند و آن به صورت دانه‌های صمغی به درشتی یک نخود تا یک گردو دیده می‌شود و به رنگ‌های زرد، قهوه‌ای و خاکستری و طعمش گس و تلخ و زننده و بویش شبیه سیر است.
      ۲- گردو.

        انطباع

        (اِ طِ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) نقش پذیرفتن.
        ۲- چاپ کردن.
        ۳- (اِ.) چاپ.

          انطباق

          (اِ طِ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) برابر شدن، یکسان گشتن.
          ۲- (اِمص.) برابری، یکسانی. ج. انطباقات.

            پیمایش به بالا