اسم

انشراح

(اِ ش ِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) گشاده شدن، باز شدن.
۲- (اِمص.) گشایش (دل).

    انشقاق

    (اِ ش ِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) شکافته شدن، ترک برداشتن.
    ۲- پراکنده شدن.
    ۳- (اِمص.) شکافتگی.

      انشوده

      (اُ دِ یا دَ) [ ع. انشوده ] (اِ.) شعری که در مجلسی خوانند، سرود؛ ج. اناشید.

        انصاب

        ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ نُصُب، مجسمه‌هایی که اعراب پیش از اسلام آن‌ها را پرستش می‌کردند.

          انصار

          ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ ناصر و نصیر.
          ۱- یاری کنندگان.
          ۲- گروهی از مردم مدینه که در هجرت رسول (ص) از مکه به مدینه او را یاری کردند.

            انصاف

            (~.) [ ع. ]
            ۱- (مص م.) داد دادن، عدل کردن.
            ۲- راستی نمودن.
            ۳- (اِمص.) عدل، داد.

              انژکسیون

              (اَ ژِ) [ فر. ]
              ۱- (مص ل.) آمپول زدن، تزریق.
              ۲- (اِ.) آمپول.

                پیمایش به بالا