اسم

اندکس

(اَ دِ) [ فر. ] (اِ.) = ایندکس:
۱- سبابه، انگشت شهادت، انگشتی (چاپ).
۲- فهرست الفبایی نام‌ها و موضوع‌ها و عنوان‌ها و غیره که معمولاً در آخر کتاب می‌آید. (فره).
۲- عدد یا علامتی که در سمت چپ یا راست و در بالا یا پایین عضوی از یک مجموعه یا جمله‌ای از دنباله نوشته می‌شود تا آن را از بقیه اعضا متمایز کند. (فره).
۳- عددی که نسبت یا وضعیت یک شی ء ریاضی را در مقایسه با شی ء دیگر بیان کند. (فره).

    اندمه

    (اَ دَ مَ) (اِ.) اندوهه، شرح و بیان سرگذشت‌ها و حوادث ناگوار.

      اندود

      ( اَ ) (اِ.)ماده‌ای که به چیزی بمالند، مانند کاهگل که روی بام یا دیوار مالند.

        اندوه

        ( اَ ) [ په. ] (اِ.) غم، غصه. اَندُه نیز گویند.

          اندام

          ( اَ ) (اِ.)
          ۱- تن، بدن.
          ۲- قد و قامت.
          ۳- هر یک از اعضای بدن ؛ عضو. ؛~ تناسلی قسمت‌های دستگاه تناسلی جانوران که در عمل جفت گیری و تولید مثل شرکت دارند. ؛~ حسی هر یک از اندام‌های تخصصی مانند: چشم، گوش، زبان و مانند آن.

            اندراس

            (اِ دِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) کهنه شدن، پاره پاره شدن.
            ۲- (اِمص.) کهنگی، پاره پاره شدگی.

              اندرز

              (اَ دَ) [ په. ] (اِ.)
              ۱- پند، نصیحت.
              ۲- وصیت.

                پیمایش به بالا