اسم

انداز

( اَ )
۱- (اِمص.) قصد و میل حمله کردن.
۲- (اِ.) اندازه، مقیاس.

    اندازه

    (اَ زِ) (اِ.)
    ۱- مقدار.
    ۲- پیمانه هر چیز.
    ۳- قدر، مرتبه.

      اندام

      ( اَ ) (اِ.)
      ۱- تن، بدن.
      ۲- قد و قامت.
      ۳- هر یک از اعضای بدن ؛ عضو. ؛~ تناسلی قسمت‌های دستگاه تناسلی جانوران که در عمل جفت گیری و تولید مثل شرکت دارند. ؛~ حسی هر یک از اندام‌های تخصصی مانند: چشم، گوش، زبان و مانند آن.

        انحلال

        (اِ حِ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) حل شدن، گشوده شدن.
        ۲- از هم پاشیدن.
        ۳- (اِمص.) ضعف، سستی.
        ۴- تعطیل.

          انحناء

          (اِ حِ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) خم شدن، کج گردیدن.
          ۲- (اِمص.) خمیدگی، کجی.
          ۳- خمیدگی خط.

            اند

            (اَ) [ په. ] (اِ.)
            ۱- عددی مبهم از سه تا نه.
            ۲- چند.

              اندا

              (اَ) (اِ.) = انده. اندای: دوست، رفیق.

                پیمایش به بالا