اسم

املاء

( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص م.) پر کردن.
۲- مطلبی را بیان کردن تا دیگری بنویسد.
۳- (اِمص.) درست نویسی، رسم الخط.
۴- دیکته.

    املاق

    (اِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) بی چیز شدن، درویش گردیدن.
    ۲- (اِمص.) تهیدستی، درویشی.

      املاک

      ( اَ ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- جِ ملک ؛ دارایی.
      ۲- جِ مَلِک ؛ شاهان.

        املت

        (اُ لِ) [ فر. ] (اِ.) خوراکی است فوری که بیشتر از تخم مرغ و گوجه فرنگی و روغن تهیه کنند.

          امم

          (اُ مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ امت.
          ۱- پیروان.
          ۲- گروه‌ها.

            امعان

            ( اِ ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.) دقت کردن.
            ۲- غور کردن.
            ۳- (اِمص.) دوراندیشی، دقت.

              پیمایش به بالا