اسم

املت

(اُ لِ) [ فر. ] (اِ.) خوراکی است فوری که بیشتر از تخم مرغ و گوجه فرنگی و روغن تهیه کنند.

    امم

    (اُ مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ امت.
    ۱- پیروان.
    ۲- گروه‌ها.

      امضاء

      ( اِ ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) گذرانیدن.
      ۲- جایز ش مردن.
      ۳- (اِ.) نام خود را در زیر نوشته‌ای نوشتن ؛ دستینه.

        امر

        ( اَ ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) فرمان دادن.
        ۲- (اِ.) دستور، حکم. جِ اوامر. ؛~ و نهی کردن کسی را به اطاعت از خود واداشتن.

          امراء

          (اُ مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ امیر؛ فرماندهان، امیران.

            امزجه

            (اَ زِ جِ) [ ع. امزجه ] (اِ.)جِ مزاج ؛ طبیعت‌ها، سرشت‌ها.

              امساک

              ( اِ ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) نگاه داشتن.
              ۲- نخوردن غذا.
              ۳- (اِمص.) خودداری.
              ۴- بخل، خست.

                پیمایش به بالا