اسم

امزجه

(اَ زِ جِ) [ ع. امزجه ] (اِ.)جِ مزاج ؛ طبیعت‌ها، سرشت‌ها.

    امساک

    ( اِ ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) نگاه داشتن.
    ۲- نخوردن غذا.
    ۳- (اِمص.) خودداری.
    ۴- بخل، خست.

      امتناع

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) پرهیز کردن، سر باز زدن.
      ۲- (اِمص.) خودداری.

        امتیاز

        (اِ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) برتری داشتن.
        ۲- (اِمص.) برتری، مزیت.
        ۳- جواز، پروانه.

          امثال

          (اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ مِثل ؛ مانندها، شبیه‌ها. ؛~ذلک مانندهای آن.

            امثله

            (اَ ثِ لِ) [ ع. امثله ] (اِ.) جِ مثال ؛
            ۱- فرمان‌ها.
            ۲- مانندها.

              امد

              (اَ مَ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- نهایت، پایان.
              ۲- اجل.

                پیمایش به بالا