اسم

مولو

(اِ.)
۱- شاخ دراز میان تهی که قلندران و جوکیان آن را با دهان می‌نوازند.
۲- نی که کشیشان در کلیسا نوازند.

    موقع

    (مُ وَ قِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- صادر کننده توقیع.
    ۲- کسی که اجازه نامه صادر کند.

      مول

      (اِ.)۱ – معشوق، فاسق.
      ۲- فرزند نامشروع.

        موقف

        (مَ قِ) [ ع. ] (اِ.) جای ایستادن، جای درنگ کردن. ج. مواقف.

          Scroll to Top