الکتروامان
(اِ لِ تِ رُ اِ) [ فر. ] (اِمر.) مغناطیس الکتریکی.
(اِ لِ تِ رُ) [ فر. ] (اِ.) عنصر رسانایی که از راه آن جریان الکتریکی به یک محیط وارد یا از آن خارج شود؛ الکترد.
(اِ لِ تِ رُ کُ) [ فر. ] (اِ.) آلت آزمایش وجود الکتریسیته که تشکیل شدهاست از یک شیشه دهانه بسته که میله فلزی از دهانه چوپ پنبه آن عبور میکند و منتهی به دو باریکه زرورق فلزی است و مقداری آهک زنده در داخل شیشه (برای جذب بخار آب) قرار دادهاند. هنگام آزمایش این دو ورقه زرورق از یکدیگر دور میشوند؛ الکترسکپ، الکتریسیته نما.
(اِ لِ تِ رُ) [ فر. ] (اِ.) جسمی که به وسیله جریان برق تجزیه شود، مانند محلول نمک طعام که در اثر جریان الکتریسته به کلرو سدیم تجزیه میگردد، برق کاف (فره).
(اِ لِ تِ رُ) [ فر. ] (اِ.) عمل تجزیه شیمیایی به وسیله برق، مانند: تجزیه آب در اثر جریان برق و یا تجزیه نمک طعام به کمک جریان الکتریسیته و غیره.