اسم

اکذوبه

(اُ بِ) [ ع. اکذبه ] (اِ.) دروغ، سخن بی پایه. ج. اکاذیب.

    اکرام

    (اِ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) بزرگ داشتن، احترام کردن.
    ۲- نیکی کردن.
    ۳- (اِمص.) بزرگداشت، حرمت.
    ۴- احسان، نیکی. ج. اکرامات.

      اکراه

      ( اِ ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) ناپسند داشتن.
      ۲- (اِ.) فشار، زور.

        اکسپرس

        (اِ پِ رِ) [ فر. ] (اِ.) وسیله نقلیه دارای حرکت سریع بدون توقف یا با توقف کم، سریع السیر. (فره).

          اکسپرسیونیسم

          (اِ کْ پِ رْ) [ فر. ] (اِ.)
          ۱- فرضیه یا عمل مبتنی براظهار عواطف و احساسات.
          ۲- روشی در هنر که جهان را بیشتر از نظر عواطف و احساس می‌نگرد تا حقیقت واقع و خارج، هیجان نمایی (فره).

            اکسون

            (اِ یا اَ) (اِ.) دیبای سیاه بسیار نفیس.

              اکسید

              ( اُ ) [ فر. ] (اِ.) هر جسم بسیط که با اکسیژن ترکیب شده باشد.

                اکسیداسیون

                (~.) [ فر. ] (اِ.) هر جسمی که از ترکیب شبه فلز با اکسیژن حاصل شود.

                  اکسیر

                  ( اِ ) [ معر. ] (اِ.)
                  ۱- ماده‌ای که ماهیت اجسام را تغییر دهد و با ارزش تر سازد مثلاً مس را طلا سازد.
                  ۲- هر چیز مفید و کمیاب.
                  ۳- دارویی که به عقیده قدما هر مرضی را علاج می‌کرد.

                    اکسیژن

                    (اُ ژِ) [ فر. ] (اِ.) گازی است بی رنگ، بی بو، بی طعم، کمی سنگین تر از هوا. در ترکیب با هیدروژن تشکیل دهنده آب‌ها و ۲۱٪ جّو است.

                      پیمایش به بالا