اکلیل
( اِ ) [ ع. ] (اِ.)
۱- تاج، افسر.
۲- گردی است براق به رنگهای طلایی، نقرهای، سبز و غیره.
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) اندوهگین شدن، بدحال گشتن از اندوه.
۲- دردمند شدن.
۳- (اِمص.) اندوهگینی.
۴- دردمندی.
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ قَمَر.
۱- ماهها، سیارات کوچکی که به دور یکی از سیارات میگردند.
۲- در فارسی، کشورهای ضعیفی که از نظر سیاسی پیرو کشورهای قوی تر میباشند.