اسم

اقلیمیا

(اِ) [ معر. ] (اِ.) = قلیمیا: خلطی که پس از گداختن طلا و نقره و دیگر فلزات در خلاص ماند و آن شامل انواع است: فضی (نقره‌ای)، ذهبی (طلایی)، نحاسی (مسی)، معدنی (کانی).

    اقحوان

    (اُ حُ) [ معر. ] (اِ.)
    ۱- بابونه.
    ۲- شکوفه ریحان و بابونه.

      اقدام

      ( اِ ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) دست به کاری زدن.
      ۲- دلیری کردن.
      ۳- (اِمص.) دلیری.

        اقرارنامه

        (~. مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) ورقه‌ای که در آن اعترافات شخصی را نویسند و به امضای او رسانند، اعتراف نامه.

          اقران

          ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ قرن.
          ۱- هم سالان، همسران.
          ۲- نزدیکان.

            اقساط

            ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ قسط ؛ بهره‌ها، بخش‌ها.

              اقتضاء

              (اِ تِ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) وام خود را بازخواستن.
              ۲- (مص ل.) درخور بودن.
              ۳- (اِمص.) خواهش، درخواست.
              ۴- لزوم.

                پیمایش به بالا