اقلیمیا
(اِ) [ معر. ] (اِ.) = قلیمیا: خلطی که پس از گداختن طلا و نقره و دیگر فلزات در خلاص ماند و آن شامل انواع است: فضی (نقرهای)، ذهبی (طلایی)، نحاسی (مسی)، معدنی (کانی).
(اِ) [ معر. ] (اِ.) = قلیمیا: خلطی که پس از گداختن طلا و نقره و دیگر فلزات در خلاص ماند و آن شامل انواع است: فضی (نقرهای)، ذهبی (طلایی)، نحاسی (مسی)، معدنی (کانی).
(~. مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) ورقهای که در آن اعترافات شخصی را نویسند و به امضای او رسانند، اعتراف نامه.
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) وام خود را بازخواستن.
۲- (مص ل.) درخور بودن.
۳- (اِمص.) خواهش، درخواست.
۴- لزوم.