اسم

اقتصاد

(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) میانه روی در هر کاری.
۲- رعایت اعتدال در دخل و خرج.
۳- (اِمص.) میانه روی در هزینه‌ها، میان کاری.
۴- مجازاً صرفه جویی. ؛علم ~یکی از رشته‌های علوم اجتماعی است که در باب کیفیت فعالیت مربوط به دخل و خرج و چگونگی روابط مالی افراد جامعه با یکدیگر و اصول و قوانینی که بر امور مذکور حکومت می‌کند و وسایلی که باید در عمل با توجه به مقتضیات زمان و مکان اتخاذ شود تا موجبات سعادت و ترقی جامعه و رفاه و آسایش افراد آن تامین گردد، بحث می‌کند.

    اقتصار

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) کوتاه کردن.
    ۲- بسنده کردن.
    ۳- (اِمص.) کوتاهی.

      اقتضاء

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) وام خود را بازخواستن.
      ۲- (مص ل.) درخور بودن.
      ۳- (اِمص.) خواهش، درخواست.
      ۴- لزوم.

        اقبال

        ( اِ ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) روی آوردن، پیش آمدن.
        ۲- روی آوردن بخت.
        ۳- (اِمص.) نیکبختی، بهروزی.
        ۴- (اِ.) بخت، طالع.

          اقتداء

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) پیروی کردن.
          ۲- نماز گزاردن پشت سر امام جماعت.
          ۳- (اِمص.) پیروی.

            اقتدار

            (اِ تِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) توانمند شدن.
            ۲- (اِمص.) توانایی، قدرت. ج. اقتدارات.

              افهام

              ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ فهم ؛ دانش‌ها، فهم‌ها.

                افواه

                ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ فوه.۱ – دهان‌ها.
                ۲- اصناف.
                ۳- ادویه‌های خوشبو که در اغذیه ریزند.

                  پیمایش به بالا