اسم

اظهار

(اِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) پدیدار کردن.
۲- بیان کردن.
۳- آگاه کردن.
۴- (اِ.) قول، گفتار. ج. اظهارات.

    اظهارنامه

    (~. مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) فرم مالیاتی، فرمی که از طرف اداره دارایی برای تعیین مالیات کسبه فرستاده می‌شود.

      اعاجیب

      ( اَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- جِ اعجوبه.
      ۲- چیزهای شگفت آور.

        اعاده

        (اِ دِ) [ ع. اعاده ]
        ۱- (مص م.) بازگفتن، از سر گرفتن.
        ۲- بازگردانیدن.
        ۳- (اِمص.) برگشت.

          اعادی

          (اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ اعداء. ججِ عدو؛ دشمنان.

            اعاشه

            (اِ ش ِ یا شَ) [ ع. اعاشه ]
            ۱- (مص ل.) زندگی کردن، معیشت کردن.
            ۲- (مص م.) زنده داشتن، زندگی بخشیدن.
            ۳- (اِ.) گذران.

              اطعمه

              (اَ عِ مِ) [ ع. اطعمه ] (اِ.) جِ طعام ؛ غذاها.

                اطفاء

                ( اِ ) [ ع. ] (مص م.) خاموش کردن. اطفال ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ طفل ؛ کودکان.

                  اطلاق

                  ( اِ ) [ ع. ]
                  ۱- (مص م.) رها کردن، آزاد کردن.
                  ۲- به کار بردن واژه‌هایی در معنای مخصوص.
                  ۳- (اِمص.) رهایی، آزادی.

                    اطلاقی

                    (~.) [ ع – فا. ] (اِ.)کسی که از لشکریان نیست، آزاد از سپاهی گری.

                      پیمایش به بالا