اسم

اضطراب

(اِ طِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) پریشان حال شدن.
۲- لرزیدن.
۳- (اِمص.)آشفتگی، بی تابی.

    اضلاع

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ ضلع.
    ۱- پهلوها.
    ۲- در هندسه هر یک از خطوط جوانب یک سطح.

      اصول

      ( اُ ) [ ع. ] (اِ.) جِ اصل.
      ۱- ریشه‌ها، پایه‌ها.
      ۲- نژادها، گوهرها.
      ۳- علوم شرعی که از چهار اصل تشکیل می‌شود: کتاب، سنت، اجمعا، قیاس. ؛~ دین به عقیده اهل سنت سه اصل است: توحید، نبوت، معاد و شیعه دو اصل عدل و امامت را بر آن افزوده و معتقد به پنج اصل است.

        اصیل

        ( اَ ) [ ع. ]
        ۱- (ص.) پاک نژاد، نجیب.
        ۲- (اِ.) شبانگاه. جِ آصال.

          اصلان

          ( اَ ) [ تر. ] (اِ.)
          ۱- شیر بیشه.
          ۲- نامی از نام‌های مردان.

            اصله

            (اَ لِ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- یک درخت، یک نهال.
            ۲- واحد شمارش درختان.

              اصناف

              ( اَ ) [ ع. ] (اِ.)جِ صنف ؛ دسته‌ها، رسته‌ها.

                اصطکاک

                (اِ طِ) [ ع. ]
                ۱- (مص م.) به هم مالیدن، به هم ساییدن.
                ۲- (اِمص.) مالش.

                  پیمایش به بالا