اسلیمی
( اِ ) (ص نسب.) (اِمر.) نوعی از نقش و نگار، مرکب از ساقههای حلزونی شکل گلهای مختلف با برگهای متنوع که در کتیبهها، نقاشیها، کاشی کاریها و گچ بریها ترسیم میکنند.
( اِ ) (ص نسب.) (اِمر.) نوعی از نقش و نگار، مرکب از ساقههای حلزونی شکل گلهای مختلف با برگهای متنوع که در کتیبهها، نقاشیها، کاشی کاریها و گچ بریها ترسیم میکنند.
(اِ کُ) [ انگ . ] (اِ.) نوعی ورزش دو یا چهار نفره با راکت و توپ مخصوص در سالنی کوچک که جای زدن توپ دیوارهای سالن است.
(اِ تِ) [ انگ . ] (اِ.) روروک، چرخ پایی، وسیله بازی بچهها با دو چرخ کوچک و یک دسته بلند و یک کف مستطیل شکل که با یک پا روی آن تکیه میکنند.
(اَ کُ) [ معر. ] (اِمر.)
۱- قاصد، پیک، نامه بر.
۲- کیسهای که قاصدها نامهها را در آن میگذاشتند.
۳- منزلی که در آن نامه بر یا پیک، اسب خود را عوض میکرد.
(اِ کُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- مشایعت، همراهی.
۲- عدهای سرباز مسلح که برای محافظت یا احترام، همراه شخصیت مهمی حرکت میکنند، همروان (فره).
(اِ کُ) [ فر. ] (اِ.) = اسکوربوت: مرضی که بر اثر فقدان ویتامین ث در بدن پیدا شود. و علایم آن شل شدن لثهها و ریختن دندانها و خونریزی زیاد بر اثر جراحت مختصر است ؛ اسقربوط، فسادالدم.
(اِ کُ لُ) [ فر. ] (اِ.) بافت گیاهی دارای یاختههایی با جداره ضخیم و چوبی شده فاقد محتویات زنده یا مقدار کم آن.