اسم

اسکنه

(~.) (اِ.) از اقسام پیوند برای اصلاح درخت و مرغوب ساختن میوه آن.

    اسکنه

    (اِ کِ نِ) (اِ.) ابزاری فلزی که نجّاران چوب را به وسیله آن سوراخ می‌کنند، بیرم.

      اسکواش

      (اِ کُ) [ انگ . ] (اِ.) نوعی ورزش دو یا چهار نفره با راکت و توپ مخصوص در سالنی کوچک که جای زدن توپ دیوارهای سالن است.

        اسکوتر

        (اِ تِ) [ انگ . ] (اِ.) روروک، چرخ پایی، وسیله بازی بچه‌ها با دو چرخ کوچک و یک دسته بلند و یک کف مستطیل شکل که با یک پا روی آن تکیه می‌کنند.

          اسکدار

          (اَ کُ) [ معر. ] (اِمر.)
          ۱- قاصد، پیک، نامه بر.
          ۲- کیسه‌ای که قاصدها نامه‌ها را در آن می‌گذاشتند.
          ۳- منزلی که در آن نامه بر یا پیک، اسب خود را عوض می‌کرد.

            اسکورت

            (اِ کُ) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- مشایعت، همراهی.
            ۲- عده‌ای سرباز مسلح که برای محافظت یا احترام، همراه شخصیت مهمی حرکت می‌کنند، همروان (فره).

              اسکربوت

              (اِ کُ) [ فر. ] (اِ.) = اسکوربوت: مرضی که بر اثر فقدان ویتامین ث در بدن پیدا شود. و علایم آن شل شدن لثه‌ها و ریختن دندان‌ها و خونریزی زیاد بر اثر جراحت مختصر است ؛ اسقربوط، فسادالدم.

                اسفنج

                (اِ فَ) [ معر. ] (اِ.) جانوری است گیاه شکل که در ته دریا به صورت دسته‌های چسبیده به سنگ‌ها زندگی می‌کند، دارای سوراخ‌ها و شکاف‌های بسیاری است. ابرکهن و ابرمرده نیز گفته می‌شود.

                  اسفنج

                  (اِ فَ) (اِ.) ابر، وسیله‌ای که برای شستشو به کار می‌رود.

                    پیمایش به بالا