اسم

استیلن

(اِ تِ لِ) [ فر. ] (اِ.) گازی است هیدروکربن دار و بد بو، قابل احتراق و با شعله سفید درخشان (وزن اتمی آن ۲۶).

    استیحاش

    (اِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.)دلتنگ شدن.
    ۲- وحشت یافتن.
    ۳- رمیدن.
    ۴- (اِمص.) وحشت.

      استه

      (اَ تِ) (اِ.)
      ۱- دانه و هسته میوه‌ها.
      ۲- استخوان.

        استواء

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) برابر شدن، مانند یکدیگر شدن.
        ۲- (اِمص.) قرار گرفتن، استقرار.
        ۳- (اِ.) در جغرافیا دایره‌ای فرضی که مانند کمربندی زمین را به دو نیمکره شمالی و جنوبی تقسیم می‌کند.

          استوارنامه

          (~. مِ) (اِمر.) حکمی است که از طرف رؤسای کشورها به سفرا و مأمورین سیاسی داده می‌شود تا اعتبار آن‌ها را نزد رؤسای دول بیگانه استوار سازد. قبلاً به این سند اعتبارنامه گفته می‌شد.

            استوانه

            (اُ تُ نِ) [ په. ] (اِ.)
            ۱- ستون.
            ۲- جسمی که در دو سر آن دو دایره موازی یکدیگر باشند.

              پیمایش به بالا