اسم

استمرار

(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) پیوسته رفتن.
۲- همیشه روان بودن.
۳- (اِمص.) اتصال، پیوستگی.

    استمراری

    (اِ تِ) [ ع – فا. ] (اِمر.)
    ۱- مستمری، وظیفه، مقرری.
    ۲- حالت فعلی که مفهوم دوام و استمرار آن را در زمان گذشته یا حال برساند.

      استمساک

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) چنگ در زدن، تمسک جستن.
      ۲- (اِمص.) تمسک، اعتصام.

        استن

        (اَ س ِ تُ) [ فر. ] (اِ.) = استون: مایعی است بی رنگ، فرار، سریع التبخیر و قابل اشتعال، با بوی اتری که از تقطیر یکی از استات‌ها به دست می‌آید و مانند یک حلال بکار می‌رود.

          استقصات

          (اُ تُ قُ صّ) [ معر. ] (اِ.) جِ اُستُقُص یا اسطقس. این کلمه در اصل یونانی است و به معنی ماده و اصل هر چیزی. (عناصر چهارگانه).

            استکان

            (اِ تِ) [ روس. ] (اِ.) ظرف کوچک استوانه‌ای شکل از جنس شیشه یا بلور که معمولاً جهت نوشیدن چای به کار می‌رود.

              استکانت

              (اِ تِ نَ) [ ع. استکانه. ]
              ۱- (مص ل.) زاری کردن.
              ۲- خضوع نمودن.
              ۳- (اِمص.) فروتنی.

                پیمایش به بالا