اسم

استقصات

(اُ تُ قُ صّ) [ معر. ] (اِ.) جِ اُستُقُص یا اسطقس. این کلمه در اصل یونانی است و به معنی ماده و اصل هر چیزی. (عناصر چهارگانه).

    استکان

    (اِ تِ) [ روس. ] (اِ.) ظرف کوچک استوانه‌ای شکل از جنس شیشه یا بلور که معمولاً جهت نوشیدن چای به کار می‌رود.

      استکانت

      (اِ تِ نَ) [ ع. استکانه. ]
      ۱- (مص ل.) زاری کردن.
      ۲- خضوع نمودن.
      ۳- (اِمص.) فروتنی.

        استغناء

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) بی نیازی خواستن.
        ۲- توانگر شدن، مالدار شدن.
        ۳- (اِمص.) بی نیازی، توانگری (مادی یا معنوی).
        ۴- وابستگی نداشتن، بی قید بودن.
        ۵- گذشتن، صرفنظر کردن.

          استفسار

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.)تفسیر خواستن.
          ۲- پرسیدن.
          ۳- (اِ مص.) پرسش.
          ۴- جستجو، تفحص.

            استقامت

            (اِ تِ مَ) [ ع. استقامه ]
            ۱- (مص ل.) ایستادگی کردن، مقاومت کردن.
            ۲- (اِمص.) پایداری.
            ۳- راست ایستادن.

              استعلاء

              (اِ تِ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) برتری جستن.
              ۲- بزرگوار شدن.
              ۳- (اِمص.) بلندی، رفعت.

                پیمایش به بالا