اسم

استسقاء

(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) طلب آب یا باران کردن.
۲- (اِ.) نوعی بیماری که بیمار عطش زیاد دارد و آب بسیار می‌خواهد.

    استشاره

    (اِ تِ رِ) [ ع. استشاره ]
    ۱- (مص م.) نظر دیگری را خواستن، مشورت کردن.
    ۲- (اِمص.) رایزنی، مشورت. ج. استشارات.

      استرلینگ

      (اِ تِ) [ انگ. ] (اِ.)
      ۱- مسکوک نقره در انگلستان (قرون وسطی).
      ۲- واحد پول رسمی انگلستان.
      ۳- کشورهایی که معاملات خارجی آن‌ها توسط لیره استرلینگ صورت می‌گیرد؛ مق. گروه دلار.

        استره

        (اُ تُ رِ) (اِ.) تیغ، ابزاری که با آن موی سر و صورت را تراشند.

          استراحت

          (اِ تِ) [ ع. استراحه ]
          ۱- (مص ل.) آرامیدن، آسایش خواستن.
          ۲- (اِمص.) آسایش، آسودگی.

            استرخاء

            (اِ تِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) سست شدن، نرم گشتن، فروهشتن.
            ۲- (اِمص.) سستی، فروهشتگی.

              استرضاء

              (اِ تِ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.)طلب خشنودی کردن.
              ۲- خشنود کردن.
              ۳- (اِمص.) خشنودی. ج. استرضاعات.

                استرفونیک

                (اِ تِ رُ فُ) [ انگ. ] (اِ.) سیستم ضبط یا پخش صوت که در آن از چند کانال صوتی استفاده شود و صدای آن به وسیله دو یا چند بلندگو قابل پخش باشد، چندآوا، چندآوایی. (فره).

                  استحکام

                  (اِ تِ) [ ع. ]
                  ۱- (مص ل.)محکم شدن، استوار شدن.
                  ۲- (اِمص.) استواری. ج. استحکامات.

                    پیمایش به بالا