اسم

استخوان

(اُ تُ خا) [ په. ] (اِ.)
۱- ماده سختی است که در ساختمان بدن مهره داران به کار رفته‌است و محل اتکای عضلات و مخاط‌ها ودیگر قسمت‌های نرم بدن است. استخوان‌های بدن انسان و دیگر استخوان داران به دو دسته دراز و پهن تقسیم می‌شوند. در وسط استخوان ماده نرمی قرار گرفته که مغز استخوان نامیده می‌شود، استخوان‌ها به وسیله مفاصل با یکدیگر مرتبط هستند.
۲- هسته: استخوان خرما.
۳- نژاد، نسل.
۴- اصیل.
۵- پایه بنا، بنیاد ساختمان. ؛~ سبک کردن کنایه از: زیارت رفتن، بخشیده شدن گناهان. ؛~ لای زخم گذاشتن الف – کار را ناقص انجام دادن. ب – کسی را در نگرانی و اضطراب نگه داشتن. ؛~ نرم کردن با زحمت بسیار صاحب تجربه شدن. ؛~ در گلو گرفتن رنج و محنت کشیدن. ؛~ پیش اسب، کاه پیش سگ وضع و ترتیبی سخت نادرست و نابسامان.

    استدامه

    (اِ تِ مِ) [ ع. استدامه ]
    ۱- (مص م.) همیشه خواستن، پیوسته خواستن، دوام چیزی را خواستن.
    ۲- به درنگ انداختن.
    ۳- (مص ل.) همیشه بودن.
    ۴- (اِمص.) همیشگی.

      استدعا

      (اِ تِ) [ ع. استدعاء ]
      ۱- (مص ل.) فراخواندن، خواهش کردن.
      ۲- (اِ.) خواهش.

        استذکار

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) یاد کردن.
        ۲- (اِمص.) یادآوری، یاد کرد. ج. استذکارات.

          استراتژی

          (اِ تِ تِ) [ فر. ] (اِ.)
          ۱- نقشه و هدایت عملیات جنگی.
          ۲- نقشه، ترفند، راهبرد (فره).
          ۳- هر طرح درازمدت برای هدفی خاص: استراتژی اقتصادی، استراتژی نظامی.

            استراتوس

            (اِ تِ) [ فر. ] (اِ.) ابری لایه لایه که پهنه آسمان را می‌پوشاند و معمولاً باران – زاست، ابر لایه‌ای.

              استراتوسفر

              (اِ تِ تُ فِ) [ فر. ] (اِ.) طبقه‌ای از جو (اتمسفر) که بالای ۱۰ تا ۱۲ کیلومتر قرار دارد و حرارت در آن جا همواره ثابت است.

                استحقاق

                (اِ تِ) [ ع. ]
                ۱- (مص ل.)شایسته بودن.
                ۲- (اِمص.) شایستگی، لیاقت. ج. استحقاقات.

                  پیمایش به بالا