اسم

استبرق

(اِ تَ رَ) (اِ.) معرب استبرک.
۱- دیبا، دیبای ستبر، پارچه‌ای که با زر و ابریشم بافته شود.
۲- نام دو گونه درختچه که در نقاط گرمسیری می‌رویند. از گیاهان کائوچویی ایران هستند.

    استبصار

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) طلب بصیرت کردن.
    ۲- (اِمص.) بینا گردیدن.
    ۳- شناسایی.

      استپ

      (اِ ت ِ) [ فر. ] (اِ.) جلگه وسیع و بی – درخت، علفزار.

        استان

        ( اُ ) [ په. ] (اِ.)بخشی از کشور که شامل چندین شهرستان می‌شود.

          استار

          ( اِ )(اِ.) وزنی برابر چهار مثقال، یا چهار مثقال و نیم ؛ استیر.

            پیمایش به بالا