اسم

استراتژی

(اِ تِ تِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- نقشه و هدایت عملیات جنگی.
۲- نقشه، ترفند، راهبرد (فره).
۳- هر طرح درازمدت برای هدفی خاص: استراتژی اقتصادی، استراتژی نظامی.

    استراتوس

    (اِ تِ) [ فر. ] (اِ.) ابری لایه لایه که پهنه آسمان را می‌پوشاند و معمولاً باران – زاست، ابر لایه‌ای.

      استحاله

      (اِ تِ لِ) [ ع. استحاله ]
      ۱- (مص ل.) دگر گشتن، دگرگون شدن.۲ – (اِمص.) دگرگونی.

        استحضار

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) به حضور خواستن.
        ۲- یادآوری کردن.
        ۳- یاد آوردن.
        ۴- (اِمص.) آگاهی.

          استحفاظ

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) نگهبانی خواستن.
          ۲- نگهداری کردن.
          ۳- یاد گرفتن.
          ۴- (اِمص.) نگهبانی، حفظ.

            استانداری

            ( اُ ) [ په. ] (اِ.) اداره‌ای که کارهای یک استان در آن جا انجام می‌شود.

              استبانه

              (اِ تِ نِ یا نَ) [ ع. استبانه ]
              ۱- (مص ل.) پیدا شدن، آشکار گشتن، هویدا شدن.
              ۲- (مص م.) پیدا کردن، آشکار کردن.
              ۳- به جای آوردن، دانستن، شناختن.
              ۴- (اِمص.) هویدایی، ظهور.

                پیمایش به بالا