موزون
(مُ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- وزن شده، سنجیده شده.
۲- متناسب.
۳- هماهنگ.
۴- آهنگ دار.
[ فر. ] (اِ.) علم ترکیب اصوات و هنر عرضه آنها به نحوی که برای شنونده مطبوع باشد، موسیقی. (فره).
(کُ لُ) [ فر. ] (اِ.) علم تجزیه و تحلیل ویژگیهای انواع موسیقی و بررسی تاریخی آنها، موسیقی شناسی. (فره).
(مُ وْ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاه الکترونیکی کوچکی که به رایانه متصل شود و با حرکت دادن آن بتوان مکان نما را روی صفحه نمایش جا به جا کرد و با دکمههای آن به سیستم فرمانهایی داد، موشی. (فره).
(نِ) (اِ.) حشرهای است از راسته آرکیپترها که نزدیک به راسته رگ بالان است. موریانه حشرهای است اجتماعی.