اسم

موسیقی

[ یو. ] (اِ.) فن آواز خواندن و نواختن ساز.

    موشح

    (مُ وَ شَّ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- حمایل به گردن افکنده.
    ۲- زینت داده شده، آراسته.

      موشک

      (شَ) (اِ.) وسیله‌ای دارای یک محفظه پر از ماده آتش گیر متصل به یک فتیله که بر اثر واکنش ناشی از تخلیه گاز در هوا پیش رانده می‌شود این وسیله به عنوان اسلحه یا ابزار پرتاب به کار می‌رود.

        موس

        (مُ وْ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاه الکترونیکی کوچکی که به رایانه متصل شود و با حرکت دادن آن بتوان مکان نما را روی صفحه نمایش جا به جا کرد و با دکمه‌های آن به سیستم فرمان‌هایی داد، موشی. (فره).

          موساد

          [ انگ. ] (اِ.) سازمان جاسوسی اسراییل.

            موستان

            (مُ وِ سْ) (اِمر.) زمینی که فقط در آن درخت انگور کاشته باشند، باغ انگور، تاکستان، رزستان.

              موسم

              (مَ س) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- زمان، هنگام.
              ۲- فصل.

                پیمایش به بالا