اسم

اساقفه

(اَ قِ فِ) [ ع. ] (اِ.) جِ اسقف ؛ کشیشان مسیحی.

    اسامی

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ اسم ؛ نام‌ها، اسم‌ها.

      اسانس

      ( اِ ) [ فر. ] (اِ.) جوهر و عصاره گل هاو گیاهان، عطر مایه (فره).

        اسانید

        ( اَ ) [ ع. ] (اِ.)۱ – جِ اسناد.
        ۲- در علم نحو عبارتست از ایتاع و نسبت تامه بین دو کلمه، مانند نسبت خبر به مبتداء.

          اسب

          ( اَ ) [ په. ] (اِ.) حیوانی است باهوش که برای سواری یا بارکشی به کار گرفته می‌شود. ؛~ دادن و خر گرفتن کنایه از: معامله زیان – آور کردن. ؛~ عصاری بودن الف – تلاش بی نتیجه کردن. ب – سرگردان بودن.

            اسار

            (اَ یا اِ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.) اسیر کردن.
            ۲- چیزی را به بند کشیدن.
            ۳- (اِمص.) اسیری، بردگی.
            ۴- (اِ.) بند، دوال.

              Scroll to Top