اسب
( اَ ) [ په. ] (اِ.) حیوانی است باهوش که برای سواری یا بارکشی به کار گرفته میشود. ؛~ دادن و خر گرفتن کنایه از: معامله زیان – آور کردن. ؛~ عصاری بودن الف – تلاش بی نتیجه کردن. ب – سرگردان بودن.
( اَ ) [ په. ] (اِ.) حیوانی است باهوش که برای سواری یا بارکشی به کار گرفته میشود. ؛~ دادن و خر گرفتن کنایه از: معامله زیان – آور کردن. ؛~ عصاری بودن الف – تلاش بی نتیجه کردن. ب – سرگردان بودن.
(اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ سبب.
۱- سببها، علتها.
۲- وسیلهها، لوازم.
۳- مالها، داراییها.
۴- برگ و ساز.
۵- کالاها، متاعها.
(اَ. مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) قانونی که برای اداره یک انجمن یا مجلس یا سازمان اجتماعی و سیاسی تنظیم شده باشد.