اسم

اروق

(اَ) [ تر – مغ. ] (اِ.) = اروغ. اوروغ. اوروق: خانواده، دودمان، خویشان.

    ارومه

    (اُ یا اَ مَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- بُن درخت، ریشه درخت.
    ۲- اصل، اساس.

      اروند

      (~.) (اِ.)
      ۱- افسون و نیرنگ.
      ۲- رود دجله.

        اروند

        (اَ وَ) (اِ.)
        ۱- شأن و شوکت.
        ۲- حسرت، آرزو.

          ارویس گاه

          (اَ) (اِمر.) (در آداب دینی زرتشتی) سنگ بزرگی است چهار گوشه که آلت‌های مخصوص از قبیل هاون و دسته هاون و برسمدان و طشت و ورس را بر روی آن می‌نهند.

            اریج

            (اَ رِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) بوی خوش دادن.
            ۲- (اِ.) بوی خوش.

              اریغارون

              (اِ) [ معر. ] (اِ.) گیاهی از تیره مرکبان که جزو گیاهان علفی نواحی معتدل اروپا و آمریکا می‌باشد. در حدود ۷۰ گونه از این گیاه شناخته شده که همگی آن‌ها دارای گل‌هایی مجتمع به شکل خوشه در انتهای ساقه می‌باشند و هر گل دارای طبقی نسبتاً پهن است که گلبرگ‌ها در اطرافش قرار گرفته اند؛ ایریغارون نیز گویند.

                اریگاتور

                (اِ تُ) [ فر. ] (اِ.) ظرف فلزی یا لعابی با لوله لاستیکی برای تنقیه یا شستشوی مجرای ادرار.

                  Scroll to Top