اسم

هویج

(هَ) (اِ.) گیاه علفی دوساله از تیره چتریان، با ریشه راست، ساقه بی کرک یا پوشیده از تار. برگ‌های متناوب و گل‌های کوچک سفید و مجتمع به صورت چتر. ریشه این گیاه نارنجی یا زرد است و مصرف غذایی و دارویی بالا دارد، گزر، زردک.

    هوید

    (هَ وِ یا هُ وَ) (اِ.)
    ۱- نمدی که گرداگرد کوهان شتر می‌گذارند.
    ۲- پالان، زین.

      هیبت

      (هِ بَ) [ ع. هیبه ] (اِ.)
      ۱- ترس، هول.
      ۲- شکوه، عظمت.

        هیپنوتیزم

        (نُ تِ) [ فر. ] (اِ.) خواب مصنوعی، خواب مغناطیسی که در آن شخص تحت تأثیر القاهای شخص دیگر به خواب می‌رود.

          هیپوتالاموس

          (پُ) [ فر. ] (اِ.) اندامی که در زیر نهنج قرار دارد و کارش تنظیم آب و دمای بدن و خواب و صفات ثانوی جنسی است، زیر نهنج. (فره).

            هیپودرم

            (پُ دِ) [ فر. ] (اِ.) لایه‌ای در زیر پوست از بافت پیوندی سست که در بردارنده شمار متفاوتی از یاخته‌های چربی است، زیرپوست. (فره).

              هیپوفیز

              (پُ) [ فر. ] (اِ.) غده‌ای است فرد به اندازه یک فندق که در خط وسط در داخل زین ترکی استخوان خفاشی کاملاً پنهان است، وزن متوسط این غده در مرد ۵/۰ الی ۶/۰ گرم و در زن قدری سنگین تر است یعنی مابین ۶/۰ تا ۷/۰ گرم است. این غده با ترشح هورمون‌های گوناگون فعالیت سایر غدد درون ریز را تنظیم می‌کند.

                هیپی

                [ انگ. ] (اِ.) هر یک از کسانی که در مخالفت با عادت و رسوم موجود در جامعه خود (خاصه در غرب) به بلند کردن مو و پوشیدن لباس‌های غیرعادی، مصرف مواد مخدر به همراه دیگر هم فکران خود روی می‌آورند.

                  پیمایش به بالا