اسم

ارذال

(اَ ذَ یا ذِ) [ ع. ] (اِ.) جِ رذل ؛ فرومایگان، ناکسان.

    ارد

    (اُ رْ) [ انگ. ] (اِ.) فرمان، دستور ؛ ~ کسی را خواندن به حرف کسی اهمیت دادن، فرمان کسی را انجام دادن.

      ارداف

      (اَ) [ ع. ] (اِ.) وزیران و نزدیکان پادشاه، بزرگان دربار.

        اردک

        (اُ دَ) [ تر. ] (اِ.) مرغابی، یکی از طیور که در آب شنا می‌کند و در هوا نیز پرواز می‌کند. منقار پهن، پاهای پرده دار و پرهای رنگین دارد.

          اردک ماهی

          (~.) (اِمر.) جزو ماهیان استخوانی دریازی است. پوست بدنش پوشیده از فلس است و حلال گوشت می‌باشد.

            ارده

            (اَ دِ) (اِ.) کنجد کوبیده که با شیره یا عسل می‌خورند.

              اردو

              ( اُ ) [ تر – مغ ] (اِ.)
              ۱- گروهی سپاهیان با تمام لوازم که به سویی فرستاده شوند.
              ۲- لشکرگاه، محل لشکر.۳ – محلّی که ورزشکاران یا دانش آموزان برای تمرین یا تفریح مدتی معین به آنجا می‌روند.

                اردو

                (~.) (اِ.) زبان مردم پاکستان و بخشی از هندوستان، که مرکب از فارسی، عربی و هندی است.

                  پیمایش به بالا